الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

7

تفسير مجمع البيان (فارسى)

به آنان و بازگردانيدن آنها به حالت نخستين ( همسرى ) در اين مدت كه براى آنها تعيين شده است زيرا در اين مدت براى شوهر حق مراجعه بزن هست و همين كه مدت عده پايان يافت اين حق تمام مىشود . از اين مطلب استفاده مىشود كه شوهر به تنهايى ميتواند رجوع كند و زن را مجدداً بهمسرى درآورد و به رضاى زن و يا عقد مجدد و شاهد گرفتن نياز ندارد ، و اين حق رجوع ، مختص است به طلاق‌هاى رجعى اگر چه اول آيه عام است و شامل همه مطلقات چه رجعى و چه بائن ( آن مطلقه‌اى كه ديگر شوهر حق رجوع ندارد ) ميگردد . « إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً » وقتى خواستار اصلاح و نيكى باشند نه اضرار و دشمنى براى اينكه معلوم است وقتى مردى بخواهد زنش را آزار رساند او را يك بار طلاق ميدهد و رهايش مىكند تا نزديك پايان عده‌اش و در اين موقع بار ديگر رجوع مىكند و مدتى او را رها مىكند و بار ديگر طلاقش ميدهد و باز تا نزديك انقضاء عده او را رها مىكند و به همين ترتيب . . بنا بر اين آيه ميفرمايد اگر قصد اصلاح داشته باشد نه آزار ، رجوع كند . بايد توجه داشت كه اين شرط ( اصلاح خواهى ) تنها شرط مباح بودن رجوع است از نظر تكليفى اما از نظر وضعى و اثر رجوع پس اجماع همه امت بر اينست كه اگر به قصد آزار رساندن هم رجوع كند باز احكام وضعى رجوع ، مترتب مىشود و در اين نوع آثار فرق نمىكند . « وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ » براى زنان است بر شوهران از حقوق مانند آنچه شوهران بر آنان دارند . اين بيان از جمله‌هاى بسيار جالب قرآن است كه جامع فوائد زيادى مىباشد و منظور ، حقوقى است كه زنان بر شوهران دارند از قبيل نيكى معاشرت با آنان ، ضرر نزدن به آنها ، مساوات در قسمت بيتوته ، نفقه و لباس همانطور كه متقابلا مردها بر همسرانشان حقوقى دارند مانند لزوم اطاعت زن از مرد در چيزهايى كه خدا واجب كرده است ( مانند حق آميزش ، عدم خروج از منزل بدون اجازه شوهر ) و اينكه كسى